ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
160
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
و هر كس را هر جا خواهد مىبرد . نوع ديگر هست كه از اينها همه كوچكتر و شيرينتر ساختهاند . و بسيار تندرو است و آن را درشكه مىگويند ، و مختص سوارى خالى است . جاى بار ندارد ، و سرپوش نيز در آن نيست . همين جاى نشستن گاه دارد ، كه يك نفر ، دو نفر . يا سه نفر ، در آن سوار شده ، خانهبهخانه يا مكانبهمكان مىروند . و اين همان است كه در كوچه و بازار شهر دو اسب بر او بسته يكنفر آدم پيش روى او نشسته مىگردد . هركس از زن و مرد كه هرجا خواسته باشد برود نزد او آمده كرايه مىدهد و پهلوى همان آدم كه پيش روى او سوار است مىنشيند و هر جا خواهد مىرود و اين آدم را يوزباشكه مىگويند كه اين درشكه را مىآورد و مىبرد ، و اين بسيار تيزرو مىباشد و مختص ميان شهر و گردش است . و هر چه از اينها كه صاحب معين ندارد و به جهت كرايه گردش مىنمايند ، نشانهء اين است كه در ميان پشت يوزباشكه كه صاحب درشكه مىباشد ، پارچهء مسى نقش كرده آويخته است . از آن « 1 » مشخص مىشود كه اين درشكه ، كرايهگير است و صاحب معينى ندارد . بعد از اينها عرادههاست كه بزرگ و كوچك به اقسام مختلف ساخته و جاى بار و حملونقل چيز در آن مىباشد ، و هر كس هر چه خواهد آنها را كرايه كرده بار مىكند و حملونقل هر جا مىخواهد مىكند ، و در ايام زمستان ، كه برف در راهها ، و كوچهها ، و مكانها ، بسيار افتاده است ، نوع ديگر چيزى دارند ، كه بعضى را زينت و نقاشى بسيار مىكنند و بعضى ساده مىباشد ، و آن را چناغ مىگويند و در زير آنكه روى برف باشد تختهء صافى نصب كردهاند ، و اسبهاى بسيار خوب ، با زينت تمام ، بر آن بسته سوار مىشوند . يك نفر پيش رو نشسته ، اسب ميراند و يك نفر عقب آنها ايستاده مىشود ، و بسرعت هر چه تمامتر از روى برف كشيده مىروند و گردش مىنمايند ، و شوق اين طايفه به سوارى اين چناغ بسيار است . اسبهاى بسيار خوب تحصيل مىكنند و آموخته مىنمايند و زينت مىكنند و در وقت آمدن برف روى آنها نشسته دايم به گردش مشغول مىباشند . و ديگر چون مكان نشيمن و خانه در اينجا قرب بسيار دارد ، و همهء خلق از خود ندارد ، اكثر كرايه مىكنند و كرايهء خانه از دو سه هزار تومان سالى تا دويست سيصد تومان در ميان ايشان دادوستد مىشود . هر كس كه خانهاى دارد و مىخواهد كرايه داده باشد ، چون خانهها دو سه طبقه است ، و هر طبقه كرايهاى داردكرايهء هر مكان را و تفصيل مكانهاى آن را روى كاغذ نوشته ، در خانه آويخته ، هركس را خانه ضرور باشد در بين عبور ملاحظه مىكند . هرگاه خواهد ، به اندرون خانه رفته ، كرايه را ميدهد و هر مدت كه خواهد توقف مىكند . ديگر در دكان و بازار آنها كه آن را يكسى مىگويند و مكان اهل حرفه و داد و ستد چيز مىباشد . در هر مكان كه هر صنفى توقف دارد ، شبيه همان كسب خود را و جا و مكان كسب را در روى چيزى كشيده و ساخته درب همانجا آويخته است ، كه مشخص مىشود كه اين دكان از فلان كس است و فلان حرفه و فلان صنعت دارد ، و اين
--> ( 1 ) - متن : او